تو را میخواهم
-
تاریخ: 1401/11/3 ساعت: 23:12
من عاشقم عاشق کسی که وقتی بهش می گم دوسش دارم من و از خودش نمی رونه ،عاشق کسی که وقتی می گم می خوامش تو دهنم نمی زنه،عاشق کسی که هر لحظه در حاله عبادت کردنشم،عاشق کسی که یکلحظه فراموشش نمی کنم ،کسی که هر وقت صداش می زنم می یادو به تک تک حرفام گوش می ده ،کسی که هستی و نیستیمدستشه،کسی که بدون اون هیچی...
درد دوری
-
تاریخ: 1401/11/3 ساعت: 23:12
نفسم را به چشمان رنگین زیبایت گره زده امباهر پلک زدنت دلم زیر و رو می شومتا به خود آمدم دیدم تو مسافری…و دریچه های قلبم آتشفشان شدگدازه هایش تمام تنم را هنوز می سوزاندو در شهرآبی نگاهینیست که شعله های بهجا مانده از خاطراتت را خاموش کندو من همچنان می سوزم …و ای خاطره ی عزیز وسوزناک دیروزهابیا ….بیا و...
دلتنگی
-
تاریخ: 1399/12/15 ساعت: 23:16
دلتنگ که می شوی دیگر انتظار معنا ندارد یک نگاه کمی نامهربان یک واژه ی کمی دور از انتظار یک لحظه فاصله میشکند دیوار فولادی بغضت را
دوستت دارم را ...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:40
همیشه دوستت دارم را نباید گفتگاهی دوستت دارم را بایدنامه …شعر …قصه نوشتگاهی دوستت دارم را باید نگاه شدآغوش گرم شدگاهی دوستت دارم را باید اشاره شدقهوه ریختهدیه داد
دوستت دارم ...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:40
سلام علاقهی خوبمعلاقه جان منمیدانی!دوستت دارمبه هزار هزار و هزاران هزار دلیلدوستت دارم چون دوست داشتنَت حال میدهدخوب است، کیف میدهدچون موهایَت ناز بر شانه ات میافتدمی رقصد! در باد وِل میشود وُ
دوست داشتن
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:40
دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی ستتو مرا باز رساندی به یقینم. کافی ست!قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از توگاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست!گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیمگاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ستآسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن!من همین قدر که گرماست زمینم کافی ستمن همین قدر که با حال و...
حسود
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:40
حسودیم می شودبه اطرافت … به هر چیز که تو را لمس کند… که تو را ببیندکه صدایت را بشنود ..تــو میگذری ..زمان ..… میــگـــــذرد !..چه کنم با دلــــی ..که از تو ..توان گذشتنش ..نیست
از صفر تا تو ...
-
تاریخ: 1398/7/2 ساعت: 23:31
اگر عزيزي را گم كرده باشيد، چه مي كنيد؟ آسوده و بي خيال مي نشينيد تا كم كم فراموشش كنيد؟ يا براي يافتن او همه تلاش خود را به كار مي بريد. از اين و آن سراغش را مي گيريد. شب و روزتان را به جستجوي او مي
تنها ...
-
تاریخ: 1398/7/2 ساعت: 23:31
خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم...بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد...خسته شدم بس که تنها دویدم...اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن...می خواهم با تو گریه کنم ...خسته شدم بس که...تنها گریه کردم...می خواهم دستها...
انتظار تو ...
-
تاریخ: 1398/7/2 ساعت: 23:31
من انتظار تو را می کِشمتو مرا از انتظارت می کُشی…لعنت به هرچه فتحه و ضمه و کسره هستلعنت به ساعتهایی که جلو نمیروند،خواب می مانند ،کار نمی کنند ،کوک نمی شوند ،عقب می مانند ،و از رفتن خسته می شونداین بل
حقیقت
-
تاریخ: 1398/7/2 ساعت: 23:31
کاش همه یواشکی های دنیا برملامیشد..... چراکه همه غمها از ترسه.....ترس برملا شدن اتفاقهای طبیعی از وجود یک زن که آن را جرم میدانند.......ای کاش......
شعري براي تو
-
تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 18:02
اگر برای تو شعری عاشقانه بخوانم این شعر تا ابد با تو خواهد زیست حتی وقتی که من دیگر نباشم یا وقتی که دیگر میان ما عشقی نباشد شعر عاشقانه بیشتر از آدمها می ماند عاشقانت تو را ترک می کنند اما شعر عاشقان
چقدر تكراريست...
-
تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 18:02
چقدر تكراريست كلامي كه پر از تكرار است . اما چه تكراري زيباتر از آن ميتواند اينگونه فكر را در غل و زنجير بكشد .تو را مي گويم كه تكرار نام تو ، زندگي ام را مي سازد كه سراسر تكرار توست . چه زيبا تكرار م
تنهایم نزار ...
-
تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 18:02
ببين كه چگونه لبهاي ساكتم در شهوت بوسيدن لبهاي معصوم تو سكوت كرده اند ، شاخه گل سرخي به روي چشمانت ميگذارم و با چشماني بسته براي اولين بار تو را ميبوسم ، آن هنگام كه هر دو در شهوت تن غرق بوديم ديدي كه
تکرار نام تو
-
تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 18:02
چقدر تكراريست كلامي كه پر از تكرار است . اما چه تكراري زيباتر از آن ميتواند اين گونه فكر را در غل و زنجير بكشد. تو را مي گويم كه تكرار نام تو ، زندگي ام را مي سازد كه سراسر تكرار توست. چه زيبا تكرار م
در آغوش تو ميمیرم
-
تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 7:45
در آغوش تو ميمیرمدر آغوش سپيد پر بهار تودر آغوشی که ماتمها از او دورنددر آغوشی که پستانهای کالش ،چشمه نورند تو با من باش و از آسيب ، ايمن باشتو با من باشتو را من همچو جامی از عطش سرشار می خواهمتو را در هر نفس ،در هر هوس ، در هر هم آغوشیچو چشم پر نگاه برکه های دورهمه شب در کمين بادهای رهگذربيدار می خ...
انتظار
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 7:33
زودتر بیامن زیر باران ایستاده ام و در ته کوچه بی نهایتانتظار تو را میکشمچتری روی سرم نیستمی خواهم قدم هایت را با تعداد قطره های باران شمارش کنمتو قبل از باران می رسی ؟یا باران قبل از آمدن تو به پایان می رسد ؟مرا که ملالی نیستحتی صد سال هم زیر باران بدون چتر بمانمنه از بوی یاس باران خورده خسته می شوم
خالی تر از سکوتم
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 7:33
دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کنددیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی داردمیروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنمکه به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست...خالی تر از سکوتم …انبـوهــی از ترانـهبــا یـاد صبـح روشـن اما …امیـد باطلشب دائـمی ست انـگار …...دیگر بهار هم سرحالم نمیکندچیزی
آغوشت
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 7:33
امشب، آغوشت نیست، اما! خیالت را به آغوش میکشم موهایت را میبویم؛ نوازش صورتت را با گونه هایم به هیچ نمیدهم. امشب اینگونه است! فردا شب و شبهای دگر را چه کنم !!!؟ + نوشته شده در شنبه ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:38 توسط مجتبی |
عشق من
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 21:57
دوسـت دارم یـڪ شبــﮧ، هفتــاد سـال پیـــر شـومدر ڪنــار خیـابــانی بـایستـــم . . .تـــو مـرا بـی آنڪــﮧ بـشنــاسی ، از ازدحـام تــلخ خـیـــابـان عبــور دهــے . . .هفتـــاد ســال پیـــر شـدن یــک شبـــﮧبـه حـس گـــــرمــی دسـتـ های تـــوهنــگامـی کـه مرا عبــور میـدهـی بــی آنـڪـﮧ بـشنــاســی،مــے ا...